السيد موسى الشبيري الزنجاني

3335

كتاب النكاح ( فارسى )

همچنين در مثال دوم ، ممكن است ما مفهوم اصطلاحى را براى غايت قائل نباشيم ولى براى فرار از لغويت ، مفهومى به نحو سالبه جزئيه قائل شده بگوييم ، پس از طلوع روز جمعه ، فى الجمله لزوم اكرام مرتفع مىگردد . مرحوم آقاى بروجردى و مرحوم آقاى خويى و پيش از اين بزرگان ، سيد مرتضى به اين گونه مفهوم قائل بوده و ما نيز با اين مبنا موافقيم . با اين حال ، گاه ، در جمله چنين مفهوم فى الجمله هم ثابت نيست و آن در جايى است كه مورد مذكور فرد خفى حكم باشد ، اگر گفته شود : « اذا كان الهاشمى فاسقاً يحرم توهينه » ، اين مثال در مقام بيان اين مطلب است كه فسق هاشمى سبب نمىگردد كه حرمت توهين وى از بين برود ، در اينجا ممكن است حرمت فسق در صورت عدالت وى هم ثابت باشد ، و ثبوت حرمت به گونه مطلق براى هاشمى ، ضررى به جمله شرطيه فوق نمىزند و ذكر « اذا » شرطيه را لغو نمىسازد . پس هيچ قسم مفهوم مخالفى براى اين جمله نيست ، حال آيا جمله فوق مفهوم موافق دارد يا خير ؟ بحث ديگرى است . « 1 » فرد مخفى بودن هم با توجه به قراينى همچون تناسب حكم و موضوع معلوم مىگردد .

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) ذكر شرط يا قيد ديگرى كه فرد مخفى است به چند صورت ممكن است : گاه ذكر شرط براى اين نيست كه ثبوت حكم در صورت فقدان شرط با مفهوم اولويت فهميده مىشود ، در جمله « فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ » ممكن است مفاد آيه چنين دانسته شود كه شما حتى « اف » هم نمىتوانيد به پدر و مادر خود بگوييد تا چه رسد به مراحل بالاتر ايذاء و بىاحترامى ، در اينجا جمله فوق ، خود در مقام تفهيم ثبوت حكم براى مراحل قويتر مىباشد يعنى جمله مفهوم موافق دارد . گاه ذكر شرط براى اين است كه ثبوت حكم در صورت فقدان شرط ، براى مخاطب روشن است ، در اينجا جمله فوق براى افهام مفهوم موافق ذكر نشده ، چون نيازى به ذكر چنين مطلبى نبوده ، بلكه تنها براى تعميم حكم نسبت به موارد مشكوك و افراد مخفى ، شرط ( يا قيد ديگر ) ذكر شده است . گاه شرط احتمال دارد فرد مخفى باشد و احتمال خصوصيت آن را هم مىدهيم ولى جمله اجمال دارد كه آيا ذكر شرط به جهت افهام مفهوم موافق مىباشد يا ثبوت مفهوم موافق از قبل معلوم است . يا ذكر شرط براى افهام مفهوم مخالف ( به نحو سالبه جزئيه يا سالبه كليه ) ، در اينجا با توجه به اجمال جمله نمىتوان به ثبوت مفهوم ( نه مفهوم موافق و نه مفهوم مخالف ) حكم كرد ولى اگر از خارج فهميديم كه حكم مسأله به طور كلى ثابت است ، درك مىكنيم كه ذكر شرط ( يا قيد ديگر ) به يكى از دو صورت اول بوده است .